باز وسط یک پروژه کاری، و پیشنهاد رابطه :(
خستم، حس ترس از اینکه الان هر جوابی بدم، پروژه میره هوا! و هزار تردید دیگه
یک شرایط پیچیده. ادم خوبیه، ولی من درگیری یک رابطه دیگه م...
رابطه ای که نمیدونم چرا میخوامش و چرا نمیخوامش. موندم وسط...
و این ادم هم شرایطش پیچیده ست مثل من...
نوشت:
خیلی عجولم،
از زمان خوشم نمیاد 🙃
ولی از یه طرف دیگه هم دلم طاقت نیاورد
باید میگفتم بهتون که از شما خوشم میاد و حالمخوبه باهاتون،
باید در جریان این احساس یک طرفه قرار میگرفتی 😊
بیخشید واقعا
حس میکنم دارم زیاده روی میکنم توی حرفهام
ادامه نمیدم که اذیتتون نکنه، 🤝
گفتم شرایط هردو ما پیچیده ست، شما متاهلی، منم تو رابطه، شاید از اونجا مونده و از اینجا رونده باشیم، ولی من تمایلی ندارم...
و حالا منتظرم که بگه پروژه رو ادامه ندیم یا بدیم.
اگر بخواد کنسل کنه ناراحت نمیشم، به پولش نیاز دارم ولی این یکی در توانم نیست...