روایتی سپید

بــرای خودم ... [از سال 92 تا کنون]  

خودم (دوست) شنبه دوم اسفند ۱۴۰۴، 13:28

من گاهی آدم عصبی ای هستم. مخصوصا با کسی خیلی راحت باشم، جلوش عصبانیتم از موقعیت رو بروز میدم.

جلو پارتنرمم خیلی عصبی میشم.

ولی هیچی نمیگه. بدش نمیاد، ارومم میکنه. میگذره. من خودم اگر چندبار ازش عصبانیت ببینم، قاطی میکنم ولی بارها بهم ثابت شده اونه که میتونه اخلاق بد منو تحمل کنه.

اداها، خودخواهی ها و کم و کاستی های من به چشمش نمیاد. فقط منو تحسین میکنه.

عاشقشم :)

آمارگیر وبلاگ

ابزار وبلاگ

من کی هستم؟
حوالی سال 92 یک برنامه تلویزیونی بود به اسم فرش سپید!
من عاشق این برنامه بودم و اومدم تو اینترنت و
دیدم کلی از تینیجرا براش وبلاگ زدن، من هم این
وبلاگ رو با اسم «روایت سپید» ساختم و اینجا کلی دوست خوب پیدا کردم.
مجری برنامه اسمش عبدالله روا بود که تو وبلاگ من
درباره ش مطلب زیاد نوشتم اون سال‌ها، اخه
یه جورایی کراش نوجونیم محسوب می‌شد :)
یه روز عبدالله روا منو تو وبلاگش به اسم «دوست»
لینک کرد و همین شد که مدتها با اسم دوست
تو این فضا مطلب می نوشتم.

خلاصه سال‌ها گذشته و من هنوز عاشق نوشتن
هستم و این وبلاگ عین یه دفتر خاطرات برام
ارزشمنده. حالا من دانشگاهمم تموم کردم، شاغلم... ولی هرموقع دلم میخواد حرف بزنم میام اینجا.
.....

برای دلـم و بخاطر بعضی دوستان!
قرارهایمان گاه به گاه است امابه شرط حیات می آیم...
شماهم بیاییدتا چراغ این کلبه با حضورتان روشن بماند...
         ♥♥♥
از 15 سالگی تا کنون...
:)

+چراغ این کلبه قدیمی را به یاد و احترام تمام روزهای خوب
نوجوانی ام تا روزی که زنده ام، روشن نگاه خواهم داشت!