بعضی روزا صبحونه سفارش میدم، مخصوصا اگر نخوام ناهار بخورم، فهمیدم صبحانه ای که ساعت 11 اینا میخورم، کاملا سیرم میکنه تا 5عصر. در حالیکه اگر صبح ساعت 8 صبحانه بخورم قند خونم تا ظهر افت میکنه.
این پسره که چرخ ماشینمو درست کرده، چرخو آورد. هرچی گفتم هزنیه چقدر؟ گفت هزینه نداره. گفتم اینطور که نمیشه، گفت به جای هزینه باهام بیا یک قهوه بخور! اصلا جا نخوردم. خب توقعشو داشتم، از لحن و مدل زنگ زدن و صجبت کردنش. در کل وقتی یک مرد خیلی برات مایه میذاره هم از نظر کاری هم از نظر کلامی، یعنی دنبال خودته. خب بگذریم... بهش گفتم اممم... سعیمو میکنم. خوشحال شد، گفت منتظر باشم؟ گفتم آره.
+ یه دوست عزیزی که بیشتر از یک دوست و جدیه، داره میاد (از خارج میاد) یمدتی دیگه کلا دورو برشم. تا برگرده. ماه رمضون اینجاست
+ یه استرسی دارم، یه مشکلی پیش اومده، حل بشه میام میگم.